۱۹ دلو ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۲

ميخاييل گورباچف خواستار شد

ارزيابي صادقانه اشتباهات غربيها در افغانستان

منبع : خبرگزاری صدای افغان(آوا) - سرویس بین الملل

ارزيابي صادقانه اشتباهات غربيها در افغانستان
راه حل نظامي مشکل افغانستان با گذشت هر سال غيرموثر بودن خود را نشان داد و اين ديگر بر هيچ کس پوشيده نبود و همه حتي سفير امريکا در افغانستان که تلگرامهاي پر از نااميدي وي به تازگي فاش شده اند در اين مورد سخن مي گفتند.
رئيس جمهور سابق اتحاد جماهير شوروي خواستار ارزيابي صادقانه اشتباهات غربيها در افغانستان شد و راهبرد نظامي در اين کشور را محکوم به شکست دانست .
روزنامه راسيسکايا گازيه تا، با اشاره به اينکه اوضاع افغانستان بي نهايت متشنج است و مردم از جمله زنان و کودکان و سالمندان غير نظامي که هيچ ارتباطي با تروريستها و جنگجويان ندارند جان خود را از دست مي دهند در مقاله اي به قلم ميخاييل گورباچف رئيس جمهور سابق اتحاد شوروي اوضاع افغانستان را بررسي کرد .
وي در اين مقاله با تاکيد بر اين که دولت کابل به تدريج کنترل بر خاک کشور را از دست مي دهد و در حال حاضر ده ولایت از سي و چهار  ولایت اين کشور عملا تحت کنترل طالبان قرار دارند و حجم توليد و صادرات مواد مخدر روز به روز افزايش مي يابد نوشت : خطر بي ثباتي اوضاع ساير کشورهاي منطقه يعني نه فقط پاکستان و بلکه جمهوريهاي آسياي ميانه کاملا واقعي است و اين احتمال وجود دارد که جنگ با تروريسم که پس از حوادث يازده سپتامبر آغاز شد و در آن زمان کاملا ضروري به نظر مي رسيد به شکست راهبردي بسيار جدي منتهي شود.
نويسنده مقاله معتقد است بايد علت اين مسئله و نحوه عملکرد در چنين شرايط فاجعه آميزي را مشخص کرد. کنفرانس اخيري که با حضور نمايندگان برخي کشورها و سازمان هاي بين المللي در لندن برگزار شد تنها به منزله نخستين گام در اين زمينه است.
 تدارک اين کنفرانس خيلي جدي بود و در آن تصميمهايي گرفته شد که مي توانند اوضاع را به طرز قابل توجهي تغيير دهند اما اين مسئله تنها در صورتي رخ مي دهد که تجربه سه دهه گذشته مد نظر قرار گيرد.
در سال هزارو نهصد و هفتاد و نه مقامات شوروي تصميم گرفتند نيروهاي خود را وارد افغانستان کنند و اين تصميم را نه تنها با تمايل خود به کمک به نيروهاي دوست و بلکه با تاکيد بر ضرورت تثبيت اوضاع در کشور همسايه خود توجيه مي کردند.
بزرگترين اشتباه شوروي درک نکردن ويژگيهاي افغانستان و ساختارهاي قومي و قبيله اي و دار و دسته اي بيش از حد پيچيده آن، سنتهاي منحصر به فرد و دشواري کنترل اين کشور بود.
در نتيجه چيزي حاصل شد که شوروي قصد جلوگيري از آن را داشت يعني بي ثباتي اوضاع،‌ آغاز جنگي که عملا هزاران نفر در آن کشته شدند که پيامدهايي بسيار منفي براي خود شوروي در بر داشت. علاوه بر اين غرب و بويژه امريکا با ادامه سياست جنگ سرد اوضاع را بدتر مي کردند و آماده حمايت از هر کسي بودند تا به اتحاد شوروي ضربه بزنند و به هيچ وجه به پيامدهاي رفتار خود فکر نمي کردند.
با آغاز دوران بازسازي در شوروي رهبران جديد کشور از تجربه منفي حضور در افغانستان درس گرفتند و دو تصميم اصولي اتخاذ کردند: نخست اينکه نيروهايشان را از اين کشور خارج کردند و دوم اين که براساس منافع ملي افغانستان با همه طرفها و کشورهاي درگير مناقشه همکاري و اين کشور را به يک کشور بي طرف تبديل کردند که براي هيچ کس تهديدي در بر ندارد.
ميخاييل گورباچف معتقد است با نگاهي به گذشته مي توان گفت اين تصميم کاملا صحيح بوده و اطمينان دارد که در صورت عملي شدن کامل آن مي شد از بسياري از پيامدها اجتناب ورزيد. براي موفقيت اين روند به همکاري صادقانه و توام با مسئوليت همه طرفها نياز بوده است. رهبران وقت افغانستان آمادگي خود را براي مصالحه اعلام کرده بودند و تقريبا نيمي از راه مصالحه پيموده و حتي در برخي مناطق افغانستان اين روند آغاز شده بود.
اما پاکستان و بخصوص رهبران نظامي آن و امريکا همه راههاي حل و فصل مناقشه افغانستان را مسدود کردند چون فقط يک چيز را مي خواستند و آن خروج نيروهاي شوروي از اين کشور بود تا بعد خود را مُشرف بر اوضاع احساس کنند. سپس بوريس يلتسين رئيس جمهور روسيه با سلب هر گونه حمايتي از دولت نجيب الله در واقع به آنها کمک کرد.
ميخاييل گورباچف معتقد است در سالهاي نود جهان علاقه به مسئله افغانستان را از دست داد و بعد نيروهايي در اين کشور روي کار آمدند که آن را به پايگاه بنيادگرايي  و مرکز تهديد تروريستي تبديل کردند. اما سياستمداران غربي تنها پس از حوادث فاجعه آميز يازده سپتامبر به خودشان آمدند. با اين وجود آنها تصميمهايي گرفتند که امروز نمي توان آنها را کاملا سنجيده و يک پهلو ناميد.
به نوشت ميخاييل گورباچف امريکا با سرنگون کردن دولت طالبان تصور کرد که همه چيز انجام شده و راه حل نظامي پايدار خواهد بود. از قرار معلوم موفقيت اوليه نقش مهمي در گام بعدي امريکاييها ايفا کرد که به راحتي برداشته شد و همان نظامي کردن خاور ميانه بود. منظور تصميم مداخله نظامي در عراق است. همزمان در افغانستان زيربناهاي دمکراتيکي به منظور حمايت از نيروهاي بين المللي حامي امنيت يعني استقرار نيروهاي ناتو در خاک اين کشور ايجاد شد که در اصل خواهان ايفاي نقش ژاندارم بين المللي در جهان است.
آنچه که بعدا رخ داد کاملا مشخص است. راه حل نظامي مشکل افغانستان با گذشت هر سال غيرموثر بودن خود را نشان داد و اين ديگر بر هيچ کس پوشيده نبود و همه حتي سفير امريکا در افغانستان که تلگرامهاي پر از نااميدي وي به تازگي فاش شده اند در اين مورد سخن مي گفتند.
گورباچف يادآور مي شود که وقتي از وي پرسيده اند چه توصيه اي براي باراک اوباما يعني وارث اوضاع دشوار به يادگار مانده از بوش دارد؟ وي تاکيد کرده است که هدف بايد حل و فصل سياسي مشکل افغانستان و خروج نيروها از اين کشور باشد و براي اين منظور به راهبرد آشتي ملي نياز است.
نويسنده مقاله در ادامه به اين موضوع مي پردازد که در کنفرانس لندن طرحهايي مطرح شد که زماني شوروي به شرکاي خود پيشنهاد کرده بود اما آنها با استقبال لازم مواجه نشدند.
اين پيشنهادها عبارتند از آشتي، فراخواندن همه نيروهاي کم و بيش معقول براي بازسازي کشور و تاکيد بر عامل سياسي به جاي عامل نظامي. نماينده سازمان ملل در افغانستان اعلام کرده است صحبت بايد بر سر غير نظامي کردن راهبرد تمام افغانستان باشد. اما چه حيف که اين کار خيلي وقت پيش به جاي اين که به زبان آيد انجام شده است.
به هر حال راه بسيار دشواري در پيش است. امروز شانس موفقيت که بايد به جاي پيروزي نظامي بر آن تاکيد کرد در بهترين حالت پنجاه پنجاه است. تماسهايي با عناصر جنبش طالبان آغاز شده و بايد تلاش جدي براي فراخواندن ايران به روند حل و فصل مشکل و همکاري فعال با پاکستان هم به کار گرفته شود.
به عقيده ميخاييل گورباچف روسيه هم مي تواند يکي از مهمترين شرکت کنندگان روند حل و فصل مشکل افغانستان باشد. غرب بايد موضعي را که مقامات روسيه در مورد افغانستان اتخاذ کرده اند درست درک کند. اين موضع اصلا بر کناره گيري مسکو از مشکل و تنها گذاشتن غربيها در افغانستان با آن همه مشکل مبتني نيست. روسيه آماده همکاري با غرب است چون منافع خود را درست درک مي کند و به افغانستان به چشم مرکز تهديد عليه خود مي نگرد.
روسيه به طور کاملا قانوني اين سوال را مطرح مي کند که چرا طي سالهاي طولاني حضور نظامي امريکا و ناتو در افغانستان هيچ کاري براي حل مشکل توليد مواد مخدري که بخش اعظم آن از طريق مرزهاي نامطمئن کشورهاي همسايه به روسيه مي رود و سلامت مردم اين کشور را به طور جدي تهديد مي کند انجام نشده است؟
خواسته ديگر روسيه يعني مشارکت در طرحهاي اقتصادي از جمله بازسازي دهها تاسيسات ساخته شده با کمک کارشناسان روس طي سالهاي نود نيز خواسته عادلانه اي است. روسيه همسايه افغانستان است و آمادگي همکاري را دارد اما منافعش بايد در نظر گرفته شوند. اين منطق پيش پا افتاده اي است اما بايد آن را به خاطر داشت.
به گزارش واحد مرکزی خبر ایران، ميخاييل گورباچف در انتهاي مقاله ابراز اميدواري مي کند که مرحله جديدي در تاريخ افغانستان رنج کشيده آغاز شود که بارقه اميدي در دل ميليونها افغان ايجاد کند. به عقيده وي چنين امکاني کاملا به وجود آمده اما براي عملي کردن ان به چيزهاي زيادي از جمله واقع بيني، مُصِر بودن،‌ ارزيابي صادقانه اشتباهاتي که در گذشته انجام شده و درس گرفتن از آنها نياز است.

کد مطلب : ۱۵۹۴۶
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ